*************
حق سبحانه و تعالی در کتاب حکیم خویش فرمود:
{ أَ وَ لَمْ یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ ءٍ حَیٍّ أَ فَلا یُؤْمِنُونَ (30) انبیا }
جهت فهم حقیقت رتق و فتق بر مبنای حقایق مکشوفه توسط حضرت آقاجان علامه حسن زاده آملی روحی فداه،
لازم است یک اطلاعات جزئی از برخی معلومات نجومی و سماوی داشته باشیم.
در این موطن، سعی شده با دقت و تحقیق فراوان،
به شیوه ای علمی و ملکوتی و عرشی ب این قضیه پرداخته شود.
اقرار می کنم ک از بیان این حقیقت عاجزم و اینها نهایت سعی و تلاش این حقیر است در راستای فهم هرچه باطنی تر و دقیق تر این حقیقت عُظمی.
نکته اول:
*******
منظور از « أرض » سطح خشکی کره ی زمین است.
با دقت در آیات کریمه ی قرآن حکیم ک در اکثر آیات، از عبارت « فی الأرض » استقاده شده تا « علی الأرض » می توان این نتیجه را استنباط کرد.
نکته دوم:
********
جا دارد برای اهل باطن یادآور شویم ک می توان هم سیر آفاقی نمود هم سیر انفسی.
سیر آفاقی « أرض » ک همین مقدار خشکی موجود در زمین است و در سیر انفسی آن، تعبیر ب جسم انسان شده است. جسم ترابی.
نکته ی سوم:
***********
دقت شود منظور از کُره، یک سطح توپر است. ک حالت گردشی دارد و مدام در حرکت و چرخش است.
نکته ی چهارم:
***********
می توان گفت قاعده ی اصلی در تمام این مطالب و معارف، حرکت است.
و اگر ب نیروی جاذبه ک بر کل موجودات عالم هستی حاکم است دقت داشته باشیم، سیر انفسی نیروی جاذبه، همان حرکت حبی است ک در تمام اشیاء و موجودات حاکم و سائر است. همان وجه الله ک باقی است و فنا و توقف ندارد. ب عبارتی لطیف تر همان « ودّ » است و عشق. همان است ک حق جلّ و علا فرمود:
« إنّی کنت کنزاً مخفیاً فأحببتُ أن أعرف فخلقتُ الخلقَ لِکَی اُعرَف »
و نیز همان است ک در حدیث کسا می خوانیم:
« فوعزّتی و جلالی ما خلقتُ سماءً مبنیّةً و لا أرضاً مدحیّةً و لا قمراً منیراً و لا شمساً مُضیئةً و لا فلکاً یدور و لا بحراً یجری و لا فُلکاً یسری إلا لأجلِکُم و مَحَبَّتِگُم »
نکته ی پنجم:
**********
ما چون در زمین قرار داریم و استقرار ما در زمین است، { وَ لکُم فی الأرض مستقرٌّ و متاعٌ إلی حین } فلذا زمین را محور این سیر قرار می دهیم. از زمین می نگریم و از زمین می سنجیم. و در حقیقت در سیر آفاقی محور، میزان دید و نظر با حواس ادراکی ظاهری است و در سیر انفسی، محور، میزان دید و ادراک و دریافت باطنی و درونی است و بالتبع دید آفاقی محدود، و دید انفسی لایتناهی است. و ب نفوس مبتنی و استوار است. و میزان طهارت نفوس در این نوع دریافت و ادراک نقش بسزایی دارد.
نکته ی ششم:
************
کل عالم هستی را 9 فلک تشکیل داده.
عدد 9 کل و تمام حروف و اعداد است.
کلمات از حروف تشکیل شده اند؛ و در حقیقت کلمات، همان اسماء اند. هر حرف و هر عدد مبیّن هستی و وجود است و اثری از آثار خالق هستی.
9 عدد بلوغ است. مقام تاسوعاست. بلوغ کمال آدمیت تا ب عشر برسد. بلوغ دایره ی زندگی در عمل خالصانه و توحید.
9 امام در بطن معصوم پنجم، نهفته اند ک در حقیقت تفصیل و بسط پنج تن می باشند. « و تسعة المعصومین من ذرّیّة الحسین علیهم السلام ».
دایره ک 360 درجه است اگر آنرا ب قسمتهای مختلف تقسیم کنیم ب 9 می رسیم:
360 تقسیم بر 2 می شود 180
1+8+0= 9
360 تقسیم بر 9 می شود چهل، یک اربعین
می توان گفت 9 فلک + حضرات خمس = چهارده تن. چهارده نور. چهارده معصوم برحق. ک اصل و مبنای کل عالم هستی هستند و واحد آنها عدد چهار است ک رکن عالم است.
نکته ی هفتم:
***********
کره ی ارض، محفوف در چهار لایه و چهار کره دیگر است ک همدیگر را تحت پوشش قرار می دهند.
دقت داشته باشید، لفظ کره یا دایره فقط صرف القای مفهوم چرخش و حرکت بکار می رود.
اول، دایره ی خشکی است ک ارض است، طین و تراب.
بعد دایره ی آب است، ماء؛ ک محدب کره ی زمین با مقعر کره ی آب با هم ملاصق اند؛ یعنی در هم فرو رفته اند و به هم چسبیده اند. کره ی آب همچون لایه ای دور تا دور کره ی خشکی را پوشانده و احاطه کرده.
بعد دایره ی هواست. محدب کره ی آب مماس و ملاصق است با مقعر کره ی هوا.
و بعد، دایره ی نار است ( اثیر ) ک محدب کره ی هوا مماس است با مقعر کره ی نار.
پس در حقیقت
کره ی نار محیط است بر کره ی هوا. مُسَیطِر است، حاکم است بر کره ی هوا و کره ی آب و کره ی خشکی، کره ی طین، کره ی تراب.
و زمین محکوم کره های آب و هوا و نار است.
این سیر آفاقی.
سیر انفسی اش چه می شود؟
دایره، و کره ی خاک. جسم خاکی. بدن خاکی و ارضی ک از تراب است و طین.
بدن انسان تشکیل شده از چهار قوا: قوای جمادی، نباتی، حیوانی و انسانی( روحانی )
حق سبحانه و تعالی فرمود:
{ وَ قَدَّرَ فیها أَقْواتَها فی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلینَ (10) فصلت }
و قاعده آنست ک قوه ی ناری یا نوری حاکم و محیط و مسیطر بر قوای دیگر انسان باشد!
ب طبایع انسان نیز دقت داشته باشید: خشکی، رطوبت، برودت، حرارت
و نقش هر یک از اینها. و غلبه ی هریک بر دیگری. و اعتدال مزاج. و حقایق دیگر.
کره ی نار و اثیر هم همان هاله ی اثیری است. هاله ی انرژی ک بر دور هر انسانی احاطه دارد!
اسرار عدد 4
**********
****************************************
ادامه دارد
* راقم سطور : "طوبی"
وبلاگ طوبای نور
*هرگونه کپی و نشر فقط با ذکر نام راقم و وبلاگ جایز می باشد. *
________________________________________
* دستورالعملی از حضرت علامه حسن زاده آملی *...ما را در سایت * دستورالعملی از حضرت علامه حسن زاده آملی * دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 139