*************
حضرت استاد سمندری، در بخشهایی از شرح عرفانی و انفسی آیه ی کریمه ی :
{ إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُه } ( 10 سوره فاطر)
می فرمایند:
این عمل صالح ک « یرفعُهُ» باز ب قول اهل تألّه و إلهییّن چهار درجه دارد:
یکی تخلیه است؛
و دوم تجلیه است؛
و سوم تحلیه است؛
و چهارم فنا.
تخلیه، پاک کردن است از کلّ آلودگیها. خالی کردن خود است. مصدر باب تفعیل است. خالی کردن این وجود انسان است از کلّ آلودگیها و کلّ رذائل. رذائل اخلاقی و کم کم کلّ ماسوی الله.
یعنی این روح، آلودگی این دنیایی را هیچ نداشته باشد؛ حتی گرایشهایی ک می باید ب حضرت حق، حبّ الله، معرفت حق باشد و حبّ الله، برنگردد ب زمین و ملک و زن و فرزند و شوهر و همین چیزها و اینها جای خدا را بگیرند.
اینجا هم آیه ی شریفه ی قرآن، گواه این مطلب هست که:
{ قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ (24) توبه }
یعنی قرار نیست ک این زن و فرزند و برادر و پدر و مادر و مسکن و باغ و خانه و تجملات و غیره ذلک و تجارتتان ک از کسادش می ترسید، قرار نیست اینها جای معرفت حق را و جای محبت حق را بگیرند و اگر شما محبت حق را بر گردانید ب محبت اینها، اینجا خسارت شماست. و اینجاست ک راهتان را گم می کنید.
راه شما صعودی است. بالا می رود. خودتان، جانتان صعودی است. اینها اگر آمد جای خدا را گرفت؛ جای محبت حق را گرفت؛ اینها نزولی می شود؛ شما را بر می گرداند. این هم قانون اصلی تان.
اینها را برای دانستن نخوانید. اینها عمل است. مَثَل قطعی است. شوخی ندارد. خواندنی نیست. شدنی است. تا محبت او هست و معرفت او و محبت حضرت حق است، خیلی خب، شما در حال صعودید و عمل صالحی هم ک می تواند شما را برساند، خیلی خب شما در حال صعودید. وقتی یک چنین چیزهایی پیش آمد، نزول پیش می آید. نزول پیش می آید تا آدم از مقام انسانی ب حیوان بر می گردد. بر می گردد ب جاه، بر گردد ب جمال و از آن هم برود پست تر بشود ک وقتی برای او شهود دست داد - حالا بگوییم قیامت - هر وقت شهود دست داد، وقتی فهمید، می گوید:
{ یا لَیتَنی کُنتُ تراباً }
کاش اصلاً این سفر را طی نکرده بودم؛ راهم خیلی کج شد؛ کاش خاک بودم و در این سفر جلو نیامده بودم ک آدم باشم و ب طرف حیوان بروم، ب طرف خاک بروم. آدم باشم، یعنی محبت الله باشد، بعد بیایم سنگ محبوب من بشود؛ جواهرات، طلا، نقره، همینطور این سنگها، این فلزات محبوب من بشوند.
بنا نیست در خلقت.
روح ما صعودی است. آنرا از این طرف برنگردانید ک ببریدش ب طرف خاک و حیوان و نزولی اش نکنید. اگر آن محبت ب محبت اینها تبدیل شد، خیلی خب همان وقت شده ایم عبد همان چیزی ک دوستش داریم. عبد او. بنده ی او.
{ أفرأیتَ مَنِ اتَّخذَ إلهَهُ هواهُ و أضلَّهُ اللهُ علی عِلمٍ }
می دانسته ولی اینجا خب گمراهی پیش آمده.
تخلیه یعنی از این کل در بیاید. حالا ببینید چه باید کرد تا از این کل در بیایید؟
*************************************
برگرفته از وبلاگ طوبای نور
_____________________________________
* دستورالعملی از حضرت علامه حسن زاده آملی *...ما را در سایت * دستورالعملی از حضرت علامه حسن زاده آملی * دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 121